برگه چهارم : تجزیه و تحلیل رفتار متقابل
همانند سه برگه قبلی که خلاصه ای از بخش های مهم کتاب وضعیت آخر را در آنها ذکر کردم ، در این برگه نیز چکیده ای از یکی از فصل های آن را بیان می کنم البته همانطور که پیش از این گفته ام همه ی این مطالب عین متن کتاب نیستند بلکه خلاصه ای از آن می باشند .
یک رفتار متقابل عبارتست از انگیزه ای از طرف یک شخص و پاسخی بر آن انگیزه از طرف شخص دیگر.
هدف از این تجزیه تحلیل آن است که کشف کنیم کدام جنبه از جنبه های سه گانه «کودک ،والد،بالغ » شخصیت ، عامل این انگیزه یا پاسخ است . سرنخ های زیادی وجود دارند که هر یک از سه جنبه را در رفتار نمایان می سازند . این سر نخ ها در حرکات جسمانی و لحن ما مستتر هستند .
(1) سرنخ های جسمانی «والد» : اخم ها و چینهای صورت ، نگاه غضب آلود، بهم مالیدن دست ها و ...
(2) سرنخ های لفظی «والد» : من می خواهم ته و توی این را در بیاورم ، برای اولین و آخرین بار ، دیگر نمی توانم تحمل کنم ، خسته شدم از ، دیگه تمومش کن و ...یا بیشعور ، مسخره ، مزخرف . دو کلمه « باید» و «مجبور» افشا کننده حالت «والد» هستند . البته ممکن است که «بالغ» نیز در شرایطی، در آرامش منطقی خود، به این نتیجه برسد که فلان کار مسخره است یا نباید انجام شود .
(3) سرنخ های جسمانی «کودک» : اشک ، تو لب رفتن ، کج خلقی ، سر به سر گذاشتن ، ناخن جویدن ، شانه بالا انداختن و...
(4) سرنخ های لفظی «کودک» : کاش که ، شاید وقتی و ...یا تمام عباراتی که طفل در مقابل «والد» بیان می کند تا از احساس «غیر خوب بودن » فاصله بگیرد مانند ببین مامان چی ساختم ، خوشگل شدم و...
گروهی دیگر از کلماتی که کودکان بیان می دارند ولی نشان دهنده جنبه «بالغ» نو ظهور آنها است عبارتند از : چرا، کی،چطوری ،کجا.
(5) سرنخ های جسمانی «بالغ» :اگر دکمه «والد» و «کودک» خود را خاموش کنیم آنگاه است که «بالغ» ما فعالیت می کند و آگاهانه و منطقی رفتار می کند .هنگام گوش دادن، صورت «بالغ» روشن و متوجه جلو است و به آرامی به هر آنچه شما می گویید گوش می دهد . البته اجازه می دهد «کودک» کنجکاو به هیجان در بیاید و صورت خود را نشان دهد . از هر کدام از رفتار های دو جنبه «کودک» و «والد» که از لحاظ منطقی خالی از اشکال است آگاهانه بهره می گیرد.
(6) سرنخ های لفظی «بالغ» : چطور ، چگونه ، از چه طریق ، می فهمم ، در مقایسه با ، به عقیده من و...
فردی که جنبه «بالغ» آن فعال است در مقابل تحریکات فردی که سعی دارد او را عصبانی کند و یا او را تحت تاثیر قرار دهد آگاهانه برخود می کند . ممکن است در ابتدا اسیر آن تحریکات شود ولی در ادامه روند کار را در دست می گیرد .
وقتی مکالمات و معاشرت های روزمره خود را بررسی می کنیم می بینیم که می توانیم همه ی آنها را با شخصیت «بالغ» خود مدیریت کنیم ولی این کار سخت است و البته زمان بر . خیلی از مردم کوچه و خیابان اسیر دو جنبه دیگر شخصیت خود هستند و مدام از طریق آنها رفتار می کنند . مانند مکالماتی که در صف اتوبوس ، نانوایی ، ادارات و ...شاهد آن هستیم.
به نظر من از جمله وضعیت هایی که «بالغ» باید آگاهانه از جنبه «کودک» یا «والد» خود استفاده کند زمانی است که در حال بازی با کودکان است که باید با جنبه «کودک» خود وارد شود. در اینجا نباید بگوید چون من فرد بالغی هستم نباید با بچه ها بازی کنم برعکس بازی نکردن با بچه ها و یا عدم همدلی با آنها در بازی نشان دهنده مستولی شدن جنبه «والد» اوست که اشتباه است . مهمترین جایی که به نظر من ما باید آگاهانه از جنبه «کودک» خود بهره بگیریم در هنگام رابطه عاشقانه با همسر خود است ، در خلوت هایی که زوج با هم دارند و مهمتر از این در هنگام همبستر شدن است . بسیاری از ناکامی ها و نارضایتی های پنهانی که طرفین در ارضای یکدیگر دارند از ناتوانی در برقراری درست این رابطه است . این رابطه بیشتر از این که جسمانی باشد روانی ست . ارتباط کودکانه و مهربانانه ، شوخی هایی که دو طرف در انجام این رابطه با هم دارند همه و همه به درست انجام شدن آن کمک می کند . نباید در هنگام همبستر شدن اسیر جنبه «والد» خود شد بلکه باید از طریق «بالغ»، کودکانه به عشق بازی پرداخت . در برگه بعدی به ادامه تحلیل رفتار متقابل می پردازم .